بسم الله...
تحفه استاد
1) برای فهم عاشورا خیلی مهمه که بفهمیم عاشورا اراده تکوینی خدا بوده یا اراده تشریعی؟
استاد مطهری در کتاب حماسه حسینی بعد از طرح این سوال میفرمایند:
وقتی شخصیت امام حسین علیهالسلام را بررسی میکنیم، میبینیم تا قبل از اینکه امام خواب پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله را ببینند که در آن حضرت رسول به امام حسین میفرمایند "خدا دوست داره تو رو قتیل ببینه" ، ظاهراً تا قبل از این خواب امام هنوز تصمیم خودش را به مردم اعلام نکرده و در مقابل نصیحتهایی که به ایشان میشود (درباره صرفنظر کردن از رفتن به کوفه) پاسخ میدهند که: بسیارخب... بهش فکر میکنم.
در ادامه استاد میفرمایند بعد از آن خواب، امام حسین علیهالسلام اصلا نفرمودند که دیگر باید بروم و دیگر چارهای نیست! اصلا اینطور نگفتند! بنابر این، واقعه عاشورا اراده تکوینی خدا نبود، بلکه اراده تشریعی خداوند متعال بود
یعنی خدا اینجوری راضی میشه -- نگفته باید بری، نگفته واجبه! گفته خدا اینجوری دوست داره... --
یعنی امام حسین علیهالسلام حاضر شدند این همه سختی به خودشان بدهند، علیاکبر خود (شبیه ترین فرد به حضرت رسول خَلقا و خُلقا) را عربا عربا ببیند، عباس سلام الله را ببینند که دو دست مبارکشان از بدن جدا شده و تیر به چشم نازنینشان اصابت کرده... علی اصغر خودشان را با آن وضع شهید کنند... بدن نازنین خودشان آن همه زخم بردارد و سرشان با آن وضع از بدن جدا شود فقط برای اینکه خدا دوست دارد...؟
واقعا ما چه میفهمیم از این مسئله؟
بگذارید به کمی قبلتر برگردیم...
به خلقت آسمانها و زمین و برافراشته شدن کوهها و جاری شدن آبها و...
در آیه 30 سوره مبارکه بقره وقتی خداوند به ملائکه فرمود میخواهد انسان را خلق کند، ملائکه گفتند آیا میخواهی کسی را خلق کنی که در زمین فساد کند و خونها بریزد؟ خداوند پاسخ میدهد من چیزی میدانم که شما نمیدانید.
خدا یه طرحی داشت که بخاطر اون طرح باید انسان رو خلق میکرد. اون طرح این بود که یه موجودی روی این زمین بیاد که به عشق خدا، نه اینکه واجب باشه، همین که خدا بگه " یُحبُ " بره برا خدا سر بده - با اختیار خودش! خدا اون عبادت ملائکه رو نمیخواست! لذا در حدیث قدسی کنز خداوند میفرماید من یه موجود گمشدهای بودم، باید یه موجودی خلق میکردم که آینه بشه و من توش پیدا بشم!
و این قضیه از حضرت آدم شروع شد و زمان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به شکل اکمل خودش رسید...
این ماجرا در پیامبر اکرم به تحقق رسید و در امام حسین علیهالسلام به نمایش گذاشته شد...
2) ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة...
کسی که واقعا احساس گم شدگی دارد بداند که راه نجاتش حسین علیه السلام است...
(وقتی یکی نزدیک ساحل زیر پاش خالی بشه تا یه دست و پا بزنه غریق نجات میبیندش و میره نجاتش میده! اما اونی که در آبهای دوردست گم شده... جایی که تاریکیها زیادن... اونی که دیگه آب سرش گذشته... اونجا دیگه فقط کشتی نجات بکار میاد...)
بعضی وقتها حال ما دیگه اورژانسی میشه... دیگه نمیشه صبر کنم تا یک ماه دیگه که نوبت دکترم برسه! همین الان باید طبیب پیدا کنم و اگه پیدا کردم باید دامنشو سفت بچسبم؛ و هیچ طبیبی مثل امام حسین علیهالسلام نیست (طبق سخن پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله) حال ما خیلی اوقات بر خودمون پوشیده است ولی بر طبیب پوشیده نیست... تا یک نگاه بهم بندازه میفهمه که چمه...
امام صادق علیهاسلام میفرمایند چون حسین وسعتش بیشتره و سریعتر میرسونه!
لذا میگرده تو عمقهای آب اونایی که دارن غرق میشن رو نجات میده...
3) اساتید بزرگ میفرمایند عاشورا مثل زمزم است.
زمزم از زمان حضرت ابراهیم در حال جوشیدن است و هر سال یک آب جدیدی را به زائران میدهد – عاشورا هر سال یک فهم جدید به ما میدهد و این اتفاق هر سال میافتد، چه ما بفهمیم چه نفهمیم.
بهمین دلیل است که اگرچه در ظاهر امر روضهها تکراریست، اما تو خسته نمیشوی!
عاشورا هر سال میجوشد...
یک کاری کنیم که ما هم یک جوشش جدید داشته باشیم ، یک فهم جدید داشته باشیم...
برای فهم تازه باید آزاد بود و هر کس که میخواهد از درون و بیرون آزاد شود باید به حسین علیهالسلام اقتدا کند.